من از تکرار هذیان در تب پاییز می ترسم
از این اسطوره های از تهی لبریز می ترسم
درونم آنچنان از چهره ی تاریخ چرکین است
که از هر یادگار خاطره انگیز می ترسم
برایم آنقدر از عقده های محتسب گفتند
که از گیلاس های ارغوانی نیز می ترسم
حقیقت واژه ی تلخی است در قاموس ناپاکان
زتکرار حقیقت های حلق آویز می ترسم
کلاغانی که دیگر از مترسکها نمی ترسند
به تاراج حقیقت آمدند ، برخیز می ترسم
(آرش نصیری)
به خدا تا اندازه ی امیدوار باش که جرات گناه کردن پیدا نکنی
و از اون تا اندازه ی بترس که از رحمت اون ناامید نشوی . . .
سلام
واقعا بلاتکلیفی................درد بزرگیه
چه شعرجالبی بود...
حقیقت واژه ی تلخی است در قاموس ناپاکان
زتکرار حقیقت های حلق آویز می ترسم
واقعا از خیلی چیزها در این دنیا باید ترسید..
پیشاپیش سال نو مبارک
آنشرلی این شعر چقدر زیبا بود
بابت اون حرفی ام که گفتی واقعا مبهم بود نمیدونم چی بگم و در هر حال به خدا توکل کن و همیشه مهربان بمان
سلام وبلاگ جالبی دار ی اگه دوست داشتی به وبلاگ منم سر بزن خوشحال میشم
سلام محبوبه جان شعر زیبایی گذاشتی ممنون

فقط نمیدونم چرا ولی انگار یه جوریه مفهومشو درست نفهمیدم
دوست من آپم منتظر حضور مهربونت هستم.
هر جا هستی موفق باشی
سال نو ات پیشاپیش مبارک.
[گل]
هر جا هستی موفق باشی
سال نو ات پیشاپیش مبارک.
[گل]
اینک بهار تا دروازه هاى شهر رسیده
و رستاخیز دوباره درگیتى دمیده
ومن دردعایی خاضعانه به درگاه مدبر هستی
احسن الحال را برای شما آرزو میکنم.
نوروز پیشاپیش مبارک
تا وقتی با منی انــگارهمـــــه دنیا تو دستامــــــــــــه
تو میگفتی سفر خوبــــــــه تا وقتی آسمــــــــون ابره
تا هر وقتی که میباره تا هر وقتی که بـــــــی صبره
دیگه بند اومده بارون داره رنـــــــگین کمون میشه
بدون هر جا که زیبا شد همون جـــــا خونمون میشه
دیگه بند اومده بارون داره رنـــــــــگین کمون میشه
بدون هر جا دلت خوش بود همون جا خونمون میشه
پر از یـــــــــــــاد توام امروز همون وقتا که دلتنگم
همیشه صبح خیلی زود بـــــــــا عشقی ساده همرنگم
سلام خوبی؟من یه مدت نبودم و نتونستم بیام نت.شعر زیبایی بود من خوشم اومد.
از بزرگی پرسیدن خوش می گذره؟؟
-گفت خوش میگذره مال قدیم بود ، الان دیگه فقط خوشیم که می گذره... !
با سلام و ادب
سپاس به پاس حضور سبزتان...
شعر اخیرتان بسیار زیبا بود
و براستی حقیقت واژه تلخی ست در قاموس ناپاکان
برایتان بهترینها را ارزومندم...