اگر گریه کنی
که آفتاب را از دست داده ای
ستارگان را نیز
از دست بخواهی داد!
از شعله
به سپاس روشنایی اش
سپاس گذاری کن،
اما چراغ دان را نیز
که همیشه صبورانه در سایه می ایستد
از یاد مبر!
ای سبزه کوچک
گام های تو کوتاه است
اما زمین زیر پای توست
” آب هایم را همه
سر خوش و شاد
می بخشم
اگر چه اندکی از آن
تشنگان را سیراب می کند.”
آبشار چنین می خواند.
هر کودکی
با این پیام
به جهان می آید
که خدا
هنوز
از انسان نومید نیست.
” تو قطره بزرگ شبنمی
زیر برگ نیلوفر
و من قطره ای خرد
روی آن.”
این را شبنم به دریاچه گفت.
شامگاه
به خورشید گفت:
” تو نامه عاشقانه ات را
برایم به ماه بفرست،
و من پاسخ هایم را با اشک
بر علف ها خواهم گذاشت.”
ممکن
از نا ممکن می پرسد:
” خانه ات کجاست؟”
پاسخ می دهد:
” در رویاهای یک ناتوان.”
رابیندرانات تاگور
هیچ وقتی به ذهنم هم خطور نمی کرد که رابین رانات تاگور انقدره زیبا شعر بگه
برای پرواز به آسمانها، منتظر نمان که عقابی نیرومند بیاید و از زمینت برگیرد و در آسمانهایت پرواز دهد. بکوش تا پر پرواز به بازوانت جوانه زند و بروید و بکوش تا اینهمه گوشت و پیه و استخوان سنگین را که چنین به زمین وفادارت کرده است، سبک کنی و از خویش بزدایی، آنگاه به جای خزیدن، خواهی پرید. در پرنده شدن خویش بکوش و این یعنی بیرون آمدن از زندانهای اسارت .((دکتر علی شریعتی))
زیبا بود.
یه وقتایی خودمو بغل می کنم ؛
و می گم :
غصه نخور دیوونه !!!
من که باهاتــــــــــم ....
سلااااااااام
میسی که اومدی به وبلاگم
سلام
آپـــــــــــــــــــــــــــــم
[لبخند][گل]
عالی
زیبا
قشنگ
سلام به دوست عزیزم .ببخش یه مدت سرم شلوغ بود نتونستم بهت سر بزنم .....

سلام شعر بسیار زیبایی بود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آپم. آخرین آپ سال ۹۰.
خوشحال می شم سر بزنی.
پیشاپیش عیدت مبارک!
نظر قبلی من بودم! یادم رفت اسمم رو وارد کنم!
انسان سه راه دارد:
راه اول از اندیشه میگذرد،این والاترین راه است.
راه دوم از تقلید میگذرد، این آسانترین راه است.
و راه سوم از تجربه میگذرد، این تلخترین راه است.
سلام آنشرلی خوبی؟تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه میگذزد؟
رفیق کم لطف شدی دیگه به کلبه ی ما نمیای منتظرتم راس ساعت دلتنگی
راستی نوشته هات خیلی جالبن به دلم میشینن مرسی