X
تبلیغات
رایتل

مرا به خـاطر بســپار
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

تکیه بر جنگل پشت سر روبروی دریا هستم آنچنانم که نمی دانم در کجای دنیا هستم حال دریا 

 

  آرام و آبی است حال جنگل سبز سبز است من که رنگم را باران شسته است در چه حالی ایا  

 

هستم ؟ کوچ مرغان را می بینم موج ماهی ها را نیز حیف انسانم و می دانم تا همیشه تنها  

 

هستم وقت دل کندن از دیروز است یا که پیوستن بر امروز من ولی در کار جان شستن از غبار  

 

فرداهستم صفحه ای ماسه بر می دارم با مداد انگشتانم می نویسم من آن دستی که رفت از 

 دست شما هستم مرغ و ماهی با هم می خندند من به چشمانم می گویم زندگی را میبینی  

بگذار این چنین باشم تا هستم (محمد علی بهمنی)

[ جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ] [ 08:12 ب.ظ ] [ محبوبه ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 41980