X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

مرا به خـاطر بســپار
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

خدا:بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.

بنده:خدایا!خسته ام!نمی توانم.

خدا:بنده ی من،دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.

بنده:خدایا!خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.

خدا:بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان

بنده:خدایا سه رکعت زیاد است

خدا:بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان

بنده:خدایا!امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟

خدا:بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله

بنده:خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم از سرم می پرد!

خدا:بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیممکن و بگو یا الله

بنده:خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را زیر پتو در بیاورم.

خدا:بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم.

بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد.

خدا:ملائکه ی من!ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده ،او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده.

ملائکه:خداوندا!دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید.

خدا :ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست.

ملائکه:پروردگارا !باز هم بیدار نمی شود!

خدا :اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صحبت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد.

ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟

خدا:او جز من کسی ندارد...شاید توبه کرد...

بنده ی من تو هنگامی که به نماز می ایستی آنچنان گوش فرا می دهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صدها خدا داری.

[ شنبه 16 مهر‌ماه سال 1390 ] [ 05:06 ب.ظ ] [ محبوبه ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 42537